مگر کسی که به زندان عشق در بند است
گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است
قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست
به پای بوس تو وان هم عظیم سوگند است
ز دست رفته نه تنها منم در این سودا
چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست
بیا و بر دل من بین که کوه الوند است
_سعدی_
برچسب:
نویسنده: آرمان سلطانی