از دل می آید و بر دل نیز می نشیند!
بیت اول در سالیانی پیش فی البداهه آمده است
و چند بیت بعد ، این لحظه....





نکند عشق به ییلاق دلــت مهمانیست
که دو چشمان قشنگت همه شب بارانیست
دل آبی شده ات را به چه سرّی خواندی
کــه به دل پاک ترین آبی دریاها نیست
بگذر از این دو سه شب ها که دلم گرم تو بود
ورنه بی تو همه شب حال دلم طوفانیست
تــو پر از شعر و غـزل سوگلی ایــل شدی
حیف و صد حیف که یک لحظه دلت با ما نیست
_زارعی_