بالهایم را باز خواهم کرد،
پله ی آخردوران سی سالگی هایم را یک قدم بالا خواهم رفت،
و در آغوش خواهم کشیدچهل سالگی ام را ،
وتولدی دوباره را نفس خواهم کشید...
قفس خامی را باز کرده،
و فقط با شیطنتهایم و کوله باری از تجربه ،
قفسم را ترک خواهم کرد...
آری من با پختگیِ چهل سالگی ولی با شور و شیطنت بیست سالگی،
زندگی خواهم کرد...
هنوزم در کوچه های خیالم قدم خواهم زد،
و با یک گاز از بستنیِ در دستم،
همانند کودکی آزاد از ته دل خواهم خندید...
باز هم آغوشم را باز خواهم کرد،
و با دستان باز روی جدول های کنار خیابان راه میروم ،
وتمام آرزوهایم را با احساس بغل خواهم کرد...
با بالهای چهل سالگی ام پرواز خواهم کرد ،
و مشکلات را از بالا ریزتر خواهم دید...
باز هم عاشق خواهم ماند و زندگیِ دوباره ام را قدم خواهم زد...
به همین سادگی،
نشان خواهم داد که میتوان بزرگ بود و بچگی کرد.
_گل دختر پرحرف_
برچسب: هدیه ای از یک دوست,هدیه ای برای یک دوست,
نویسنده: آرمان سلطانی