
من و عشق و باران و طرحی خیالیسه تا حبّه قند و سه فنجان چاییتو بودی و من بودم و یک وروجکدو چشم قشنگت پر از مهربانیبه چشم کدامین غزل رنگ دارینه سبزی نه زردی نه قرمز نه آبیدعا کن دلم بوی باران بگیردپر از عشق گردم ، پر از مهربانیشعر:زارعیLet's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
اعتقادم این است که آنچه فی البداهه می آید از دل می آید و بر دل نیز می نشیند! بیت اول در سالیانی پیش فی البداهه آمده است و چند بیت بعد ، این لحظه.... نکند عشق به ییلاق دلــت مهمانیست که دو چشمان قشنگت همه شب بارانیست دل آبی شده ات را به چه سرّی خواندی کــه به دل پاک ترین آبی دریاها نیست بگذر از این دو سه شب ها که دلم گرم تو بود ورنه بی تو همه شب حال دلم طوفانیست تــو پر از شعر و غـزل سوگلی ایـ...
ادامه مطلب
من از وام نگاهت دلربایی آرزو کردم به رنگ آبی چشمت رهایی آرزو کردم برایت ای گل مریم هزاران شاخه نرگس میان شهر خوبان کدخدایی آرزو کردم _زارعی_...
ادامه مطلب