
وقتی نگاه تو می سوختم چه حالی داشت سینه حال و هوای گلهای شمعدانی داشت _زارعی_...
ادامه مطلب
می آیی... عاشق می شوم! می روی...، شاعر ! با بودنت عاشقی شاعر ! _زارعی_...
ادامه مطلب
در هر تحوّلی تولّدی نهفته است ، و در پای هر تولّدی مرگی!! هر لحظه را تولّدی باش و در پای هر تولّدی بمیر!! تولّد تحولی دوباره است، و وای به حال مومنی که دو روزش همانند هم باشد!! امروز سالگردِ تولد توست و لحظه گردِ تولد من!! برای تولدت سالگرد نه ، فصلگرد ، ماه گرد، روز گرد، ساعتگرد و لحظه گرد بگیر!! و این زمانی است که زندگی در " حال " را بیاموزی!! که به قول سهراب: زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است! و به قول همشهری ما: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد _زارعی_...
ادامه مطلب